اخلاق و فضائل, نقش تربیتی و ارشادی

نگاهی به اندیشه و منش مترقی خدیجه علیها السلام

اشاره
اِنَّ اللَّهَ » : پیامبر گرامی – که به گواهی قرآن، دقیق و سنجیده و بدون گزافه و کاستی، وصف و نقد میکرد – در سخنی کوتاه فرمود
۱۱ ) خدای فرزانه از میان زنان نواندیش و مدیر و تاریخساز، چهار زن را ) « اختارَ مِنَ النِّساءِ اَرْبَع: مَرْیمَ وَ آسِیۀَ وَ خَدِیجَ ۀَ وَ فاطِمَ ۀَ
صفحه ۱۰ از ۳۸
برگزید و الگو و نمونهی درخشان تاریخ زن و مرد قرار داد. اینان عبارتند از: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه علیها السلام. و نیز
خَدِیجَۀُ وَاَینَ مِثْلُ خَدِیجَۀِ؟ صَدَّقَتْنِی حِینَ کذَّبَنی النّاسُ، وَ » : هنگامیکه به مناسبتی از خدیجه علیها السلام سخن به میان آمد، فرمود
سخن گفتید؟ کجا همانند آن بانوی خرد و پروا پیدا میشود؟ او « خدیجه » ۱۲ ) از …) « وازَرَتْنِی عَلی دِینِ اللَّهِ، وَ اَعانَتْنِی عَلَیهِ بِمالِها
بود که در آن شرایط بحرانی – که مردم در دعوت توحیدی و آزادیخواهانهی من، مرا دروغگو میانگاشتند – با شهامت و ابتکار و
راستی و درستی مرا در دعوت و در زندگیام گواهی کرد، در راه دین خدا و پیشرفت آن، بار گران وزارت و یاری و همراهی مرا
با درایت و توانمندی به دوش کشید، و با دارایی هنگفت خویش مرا در راه هدفهای خدایی و انسانی مدد رساند، و آنگاه خدا
به من فرمان داد که به او بشارت دهم که به پاس رنج و تلاش و مدیریت و فداکاریهایش، خدا در بهشت پرطراوت و زیبا، خانهای
از گوهری گرانبها برای او ساخته است؛ خانهی پرشکوه و وصفناپذیری که در آن، نه ناآرامی و هیاهویی خواهد بود و نه رنج و
اَرْبَعُ نِسْوَهٍ سَیداتُ ساداتِ عالَمِهِنَّ: مَرْیمُ بِنْتُ عِمْرانَ، وَ آسِیۀُ بِنْتُ مُزاحِمٍ، وَ خَدِیجَ ۀُ بِنْتُ خُوَیلَدٍ، وَ فاطِمَۀُ بِنْتُ » : دردی. و نیز فرمود
۱۳ ) چهار زن نواندیش و ستمستیز و عدالتخواه در زندگی خویش به گونهای با درایت و شهامت …) « مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله
اِشْتاقَتِ الْجَنَّۀُ اِلی اَرْبِعٍ مِنَ النِّساءِ: مَرْیمُ بِنْتُ » : درخشیدند که سالار زنان روزگار شدند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه … و نیز فرمود
عِمْرانٍ، وَ آسِیۀُ بِنْتُ مُزاحِمٍ، زَوْجَ ۀُ فِرْعَوْن وَ هِی زَوْجَ ۀُ النَّبِی فِی الْجَنَّۀِ، وَ خَدِیجَۀُ بِنْتُ خُوَیلِدٍ، زَوْجَۀُ النَّبِی فِی الدُّنیا وَالآخِرَهِ وَ فاطِمَۀُ
دختر پاک ،« مریم » : ۱۴ ) بهشت زیبای خدا در شور و شوق چهار بانوی با معنویت و آزادیخواه است، که عبارتند از ) « بِنْتُ مُحَمَّدٍ
و همسر استبدادگر عصر موسی، فرعون که در بهشت به همنشینی پیامبر مفتخر خواهد « مزاحم » دختر ستمستیز ،« آسیه » ؛ منش عمران
دخت نواندیش و کمالجوی حجاز، که در این جهان و جهان دیگر همسر و همراه پیامبر است؛ و دیگر فاطمه، ،« خدیجه » ؛ شد
(۱۵) « فُضِ لَتْ خَدِیجَ ۀُ عَلی نِساءِ اُمَّتِی کما فُضِ لَتْ مَرْیمُ عَلی نِساءِ الْعالَمِین » : دخت سرفراز محمّد صلی الله علیه و آله. و نیز فرمود
مفسر بزرگ « طبرسی » همانگونه که مریم بر زنان جهان برتری داده شد، خدیجه نیز بر زنان جامعه و امّت من برتری داده شد. و نیز
کمُلَ مِنَ الِّرِجالِ کثیر وَ لَمْ یکمُل مِنَ النِّساءِ اِلاَّ اَرْبَع: آسِیۀُ بِنْتُ مُزاحِمٍ، اِمْرَأهُ فِرْعَوْن، وَ مَرْیمُ بِنْتُ » : قرآن آورده است که فرمود
۱۶ ) بسیاری از مردم در زندگی به ) « عِمْرانَ، وَ خَدِیجَۀُ علیها السلام بِنْتُ خُوَیلِدٍ، وَ فاطِمَۀُ علیها السلام بِنْتُ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله
سوی کمال اوج گرفتند، امّا از میان زنان، این چهار زن، نمونهی رشد و اوج و سرمشق کمال و نواندیشی و آزادیخواهی هستند:
أَفْضَلُ نِساءِ اَهلِ الْجَنَّۀِ خَدِیجَۀُ بِنْتُ خُوَیلَدٍ وَ فاطِمَۀُ » : آورده است که فرمود « قُرطبی » آسیه، مریم، خدیجه و فاطمه. و نویسندهی تفسیر
۱۷ ) برترین و پرفضیلتترین زنان بهشت اینانند: خدیجه، فاطمه، آسیه و مریم. و ) « بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ آسِیۀُ بِنْتُ مُزاحِمٍ وَ مَرْیمُ بِنْتُ عِمْرانَ
یا خَدِیجَ ۀ! أَنْتِ خَیرُ اُمَّهاتِ الْمُؤمِنِین وَ أَفْ َ ض لُهُنَّ، وَ سَیدَهَ نِساءِ » : نیز آوردهاند که پیامبر خطاب به آن بانوی معنویت و کمال فرمود
۱۸ ) هان ای خدیجه! تو بهترین مادر توحیدگرایان و آزادیخواهان و برترین آنان هستی، و تو سالار زنان گیتی میباشی. ) « الْعالَمِینَ
و باز روایات رسیده بیانگر آن است که پیامبر گرامی به هنگام دریافت دستور خدا برای انجام یک برنامهی چهل شبانهروزی
فَلا تَظُنِّی یا خَدِیجَ ۀُ اِلَّا خَیراً، فَاِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیباهِی بِک کرامَ مَلائِکتِهِ کلُّ » : پرستش و نیایش، به یار زندگیاش پیام فرستاد که
۱۹ ) ای خدیجه! هرگز چنین مپنداری که دوری گزیدن من از خانه برای یک برنامهی ویژهی عبادی و عرفانی، به خاطر ) « یوْمٍ مِراراً
کدورت از خانه و خانواده است؛ نه، بلکه حقیقت این است که پروردگارم مرا به این کار فرمان داده است، و من تنها به انجام
دستور میاندیشم و بس؛ ازاین رو این دوری گزیدن را جز به نیکی و خیر مپندار، چرا که خداوند هر روز چندین مرتبه به وجود
شایستهی تو بر فرشتگان گرانمایهاش مباهات میکند. و نیز آوردهاند که فرمود: فرشتهی وحی نزد من آمد و گفت: هان ای پیامبر
خدا! این خدیجه است که بندهی پر اخلاص بارگاه خداست. هنگامی که نزدت آمد، سلام پرودگارت را به او برسان و به او مژده
ده که در بهشت پرطراوت و زیبای خدا، سرایی شکوه بار در درون گوهری بزرگ و ناب برای او آماده است؛ سرایی که هیچ رنج
۲۰ ) تفسیر ) «. فَاقْرَأ علیها السلام مِن رَبِّها وَ مِنِّی وَ بَشِّرها بِبَیتٍ فِی الْجَنَّۀِ مِن قَصَبٍ لا صَخَبٌ وَ لانَصْبٌ » ؛ و ناآرامی در آن نخواهد بود
صفحه ۱۱ از ۳۸
و تحلیل رشد و اوج این بانوان نامدار در جامعههای پیشرفته به خاطر ایجاد انگیزه و ترغیب مردم به فراگیری دانش و بینش و هنر و
تخصص و مبارزه در راه حقوق و آزادی دیگران و نهادینه ساختن این ارزشهای والای انسانی و جهانی، برخی را با معیارهایی
سنجیده، به عنوان برترینها برمیگزینند و از تلاش و مبارزهی سِتُرگ آنان تجلیل میکنند، و برابر این روایت درسآموز، آفریدگار
انسان این زنان اندیشمند و با معنویت و تاریخ ساز را به عنوان برترینها در درایت و مدیریت و دانش و پروا و آراستگی به معنویت
و اخلاق برگزید. تحلیل رشد و اوج این بانوان نامدار و تاریخساز در گرو این حقیقت است که به خاطر داشته باشیم که سرشت بشر
از دو بُعد تشکیل شده است: بُعد حیوانی و بُعد انسانی. زن بودن و مرد بودن وی، از بُعد حیوانی بشر ریشه میگیرد. بُعد انسانی
انسان، زن و مرد ندارد و برتر از این دو میباشد. عقل و خِرد، نواندیشی و نوگرایی، داد و دهش، جود و کرم، عفو و گذشت، حلم
و بردباری، رادی و شکیب، وفا و صفا، آیندهنگری و قابلیت نامتناهی برای تکامل و درایت و مدیریت از ویژگیهای انسانی انسان
است و نه از بُعد حیوانی انسان. اگر فردی از بشر بتواند با مدیریت درست علمی و عملی، بُعد انسانی خود را در زندگی داور و
مدیر قرار دهد و بُعد حیوانی خود را فرمانبردار آن سازد، و در دنیای پر اسرار وجود خود، تعادل و توازن ایجاد کند و از بلای افراط
و تفریط برهد، انسانی کامل خواهد بود، چراکه او در حقیقت وجود خویشتن را حیوان زدایی کرده و به کمال آراسته است. در آن
صورت است که اگر زن باشد بالاتر از زنان و مردان و اگر مرد باشد، برتر از مردان و زنان خواهد شد. انسان، انسان است، نه زن
است و نه مرد، چنانچه فرشته، فرشته است نه زن است و نه مرد و انسان کامل از فرشته برتر است؛ چراکه انسان کامل و شکوفا و
ادب آموخته، از دنیای وجود و رفتار خود حیوان زدایی کرده است، اما فرشته، دارای این فضیلت و درایت نیست.
برگرفته از کتاب نیمنگاهی به مدیریت و کارآفرینی خدیجه نوشته: علی کرمی فریدنی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *