ازدواج و همسر

علاقه پیامبر به خدیجه سلام الله علیها

با ده هزار سرباز جنگی وارد مکه معظمه گردید و آن فتح با شکوه را از آنِ خود نمود، اشراف مکه دسته دسته به محضر آن
حضرت می شتافتند و با اصرار تقاضا می کردند که در منزل آنان فرود آید. پیامبر (ص) با پیشنهاد آنان موافقت نکرد و در کنار
مرقد مطهر حضرت خدیجه (س) خیمه زد و ایام اقامت خویش را در مکه معظمه، در کنار محبوب از دست رفته خویش سپری نمود
و بدین سان ۲۵ سال تمام نیز خدیجه ستاره پرفروغ دودمان رسالت بود. پس از پایان محاصره اقتصادی پیامبر (ص) و یارانش در
شعب ابی طالب، چندی نگذشت که ابوطالب و خدیجه هر دو با فاصله چند روز در بستر بیماری افتادند. طبق پاره ای از روایات،
ابوطالب (ع) دو ماه پس از آزادی از محاصره از دنیا رفت و پس از سه و به روایتی دیگر ۳۵ روز، در دهم رمضان سال دهم
هجرت، خدیجه (س) نیز دار فانی را وداع گفت. با رحلت دو یار با وفا و پشتیبان خستگی ناپذیر محمد (ص)، حضرت آن سال را
عامُ الحُزن یا سال غم واندوه نامید. پس از آن، پیامبر اکرم (ص) همواره می فرمود: تا هنگامی که ابوطالب و خدیجه زنده بودند،
هرگز غم و اندوهی بر من مستولی نشد. خاطرات تلخ و شیرین ایام زندگی مشترک خدیجه هرگز از حافظه پیامبر (ص) محو نشد.
او هرگز از خانه بیرون نمی رفت، جز اینکه از خدیجه یاد می کرد و می فرمود: آری خدیجه این گونه بود و خداوند نسل مرا از او
هرگز خداوند متعال بهتر از او را بر من نصیب نفرموده است. او روزی که من به کمک نیاز » : قرار داد. ایشان همچنین می فرمود
داشتم، به یاری ام آمد و دستم را با مهر و عطوفت گرفت؛ روزی به من ایمان آورد که جهانیان نسبت به من کفر می ورزیدند، و
روزی مرا تصدیق کرد که جهانیان تکذیبم می کردند، خداوند از او به من اولاد عنایت کرد.“
خدیجه در حساس ترین شرایط زندگی پیامبر خدا (ص) -چه آن زمان که وجود مبارکش در آستانه نزول وحی قرار داشت و همه
چیز دگرگون شده بود، و چه آن زمان که وحی الهی بر قلب پاکش نازل می شد و جهانی را به لرزه درمی آورد- همواره رسول
اکرم (ص) را به خوبی درک می کرد. او را به طور صحیح شناخت و به واقعیتهای والای وجودش پی برد. رسالت او را به روشنی
یکی از سیره « ابن اسحاق » . فهمید و آن را با تمام جانش پذیرفت و با تمامی توان خود در راه تثبیت و گسترش آن ایستادگی کرد
نویسان اولیه و معروف اسلام، در این خصوص می گوید: مقام معنوی و اخلاقی و حرمت بی مانند خدیجه به جایی رسید که مورد
ای پیامبر، سلام پروردگار یکتا را به خدیجه » : عنایت خاص الهی قرار گرفت. چنان که روزی جبرئیل به هنگام نزول وحی گفت
ای خدیجه، اینک جبرئیل درود پروردگار را به تو ابلاغ می کند.“ آنگاه خدیجه » : برسان.“ پیامبر اسلام (ص) نیز به خدیجه گفت
خداوند خود سلام است و آغاز سلام و درود از اوست، و درود و سلام بر جبرئیل…“ » : در پاسخ گفت
امامان معصوم (ع) نیز در موارد متعدد به وجود این بانوی گرانقدر، مباهات و افتخار کرده اند ؛چنانکه امام حسین (ع) روز عاشورا،
شما را به خدا سوگند، آیا می دانید که جده من خدیجه (ع) دختر » : در ضمن خطبه ای که خود را به دشمن معرفی می کرد، فرمود
من پسر » : یا امام سجاد (ع) در مجلس یزید در دمشق، در فرازی از سخنرانی اش، خود را چنین معرفی می کند .« خویلد است
امام صادق (ع) نیز می فرماید: وقتی خدیجه (س) وفات کرد، فاطمه (ع) به رسول خدا پناه برد. .« خدیجه بانوی بزرگ اسلام هستم
ای رسول خدا، پروردگارت » : جبرئیل نازل شد و عرضه داشت «؟ پدر جان، مادر من کجاست » : به دور پیامبر می چرخید و می گفت
امر فرمود به فاطمه سلام برسان و بگو مادرش در خانه ای است از یاقوت و زبرجد که اتاقهایش از طلا و ستونهایش از یاقوت قرمز
.« ساخته شده و با آسیه و مریم همنشین است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *