اصحاب و شاگردان, القاب و کنیه ها

القاب حضرت خدیجه (س) – طاهره و علت شهرت او به طاهره

اشاره
برای حضرت خدیجه سلام الله علیها القاب فراوانی است که از عظمت بی کران و قداست بی پایان آن حضرت حکایت می کند، که از آن جمله است:
۱)- طاهره و علت شهرت او به طاهره
یکی از القاب حضرت خدیجه علیها السلام طاهره می باشد. (۳۸)
یکی از برجسته ترین لقب های دخت فرزانه حجاز این بود که پس از پشت سر نهادن دوران کودکی و نوجوانی و پس از رشد جسمی و عقلی و پس از خودسازی و خودشکوفایی، نخست از سوی چهره های برجسته و درست اندیش خاندان خویش، و آن گاه از سوی قریش و مردم مکه، به واژه ی «طاهره» یا پاک سرشت و پاک منش مفتخر گردید؛ چرا که آن دختِ خرد و پروا با این که در میان ناز و نعمت و اعتبار خانوادگی و امکانات گسترده ی زندگی و زرق و برق مادی بود، و این ها آفت جان بسیاری از چنین خانواده ها و نسل جوان آنها می گردد، این امکانات و نعمت ها هرگز نتوانست آن جوان نواندیش و کمال جو و پاک منش را دستخوش غفلت و مستی زر و زور و یا جوانی و انگیزش های ناپخته و ناسنجیده آن سازد و از مرز معنویت و کمال طلبی بیرون برد.
از سوی دیگر او با این که در خاندان و فامیل ثروتمند و پراعتباری ولادت یافته و رشد کرده بود، و در محیط آن روز مکه و حجاز، دختران و زنان اشراف و صاحب اعتبار و امکانات، در شب نشینی های پرخطا و آکنده از لغزش و گناه برگرد هم می نشستند و خود را با انواع کارهای بیهوده و حقار تبار و خوشگذرانی های گناه آلود سرگرم می ساختند، آن معنویت و اندیشه، نه در نشست های زنان و دختران فامیل و آشنا – جز ر صورت پیش بینی و امید امکان ایجاد دگرگونی مطلوب و مترقی در اندیشه ها و منش ها و رفتارها – شرکت می جست و نه لحظه ای روش منحط جامعه و دنیای تیره و تار و واپسگرای خویش را می پسندید، و نه ذره ای به آداب و رسوم رایج واپسگرایان حاکم د ل می داد؛ بلکه او به صورت معجزه آسایی در آن محیط پروسوسه و پر لغزش و خطر، به گونه ای پاک سرشت و پاک روش و پاک منش و امانتدار و درستکار و قدرتمند می زیست که آشنا و بیگانه او را پاک و پاکیزه می خواندند و هرگاه زن یا دختری هوای کمال و معنویت می نمود، به سوی سرای خدیجه سلام الله علیها می شتافت و از اندیشه ی بلند و منش پاک، اخلاق انسانی و روش مترقی، دانش و خِرد و تجربه و هنر و قدرت مدیریت او الهام می گرفت و درس می آموخت.
او نیز در فضای بسته و غبار گناهو عقب ماندگی گرفته، برای خود راه و رسم و نشست و شاگرد و یار و یاورانی داشت، اما در سرای او و حلقه ی هواداران و یارانش، نسیم معنویت و کمال می وزید و سخنان جدی و آموزنده بر زبان ها رانده می شد، عطر اخلاق و رایحه ی عرفان، مشام جان را عطرآگین می ساخت، و هرگز بافته ها و حرکات جلف و ناشایست در محفل و سرای او بر زبان کسی جاری نمی شد. (۳۹)
دانشمندان در کتب خود نوشته اند:
«و کانت فی الجاهلیه الطاهره.» (۴۰)
خدیجه در روزگار تیره و تار جاهلیت نیز، پاک روش و پاک منش یا طاهره بود.
کانت خدیجه تدعی فی الجاهلیۀ الطاهرۀ؛ نامش در جاهلیت طاهره بوده است. (۴۱)
قال عمر رضا کحالۀ:
من بیت مجد و سؤدد و ریاسۀ، فنشأت علی التخلق بالاخلاق الحمیده، و اتصفت بالحزم و العقل و العفۀ، حتی دعاها قومها فی الجاهلیۀ الطاهرۀ. (۴۲)
در مواهب اللدنیه آمده است که خدیجه رضی الله عنها به واسطه ی اینکه کارهای زنان دوره ی جاهلی را انجام نمی داد و از همه ی آلودگی ها پاک بود به طاهره معروف شد. (۴۳)
یکی از دانشمندان اهل سنت در این مورد می نویسد:
«و کانت تدعی فی الجاهلیه باطاهره لشدۀ عفافها …»
خدیجه در روزگار تیره و تار جاهلیت نیز – به خاطر پروا و معنویت بسیارش- پاک روش و پاک منش، یا طاهره خوانده می شد. (۴۴)
دانشمند دیگری آورده است که: آن دخت خرد و پرواپیش از انگیزش پیامبر از سوی خدا، و پیش از ظهور اسلام و فرود قرآن نیز پاک روش و پاک منش می زیست.
«کانت تدعی قبل البعثۀ الطاهرۀ». (۴۵)
حضرت خدیجه سلام الله علیها طاهره هستند هم در جاهلیت و هم در اسلام. (۴۶)
۳۸ – تاریخ حبیب السیر فی اخبار افراد بشر، ج۱، ص ۴۲۱؛ تاریخ الخمیس فی احوال انفس نفیس، ج۱، ص ۲۶۳؛ خدیجه بنت خویلد، ص ۱۱ و ۱۲٫
۳۹ – فروغ آسمان حجاز، خدیجه سلام الله علیها، ص ۳۶- ۳۸
۴۰ – مجمع الزوائد، هیثمی، ج۹، ص ۲۱۸٫
۴۱ – الکامل فی التاریخ، ج۲، ص ۱۷۵؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص ۱۵؛ بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۲؛ الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور، ص ۱۸۰؛ التبیین فی انساب القرشیین، ص ۷۱؛ مقتل الحسین علیه السلام للخوارزمی، ج۱، ص ۵۵؛ نهایه الارب فی فنون الادب، فارسی، ج۳، ص ۱۵۱؛ محدثات شیعه، ص ۱۵۷؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص ۱۱۱؛ تنقیح المقال، ج۳، ص ۷۷٫
۴۲ -خدیجه بنت خویلد، ص ۴۴؛ اعلام النساء، ج۱، ص ۳۲۶٫
۴۳ – نهایه الارب فی فنون الادب، فارسی، ج۳، ص ۱۵۱٫
۴۴ – شرح المواهب اللدنیه، ج۱، ص ۱۹۹٫
۴۵ – الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص ۲۸۱٫
۴۶ – الروض الانف فی شرح السیره النبویه لابن هشام، ج۲، ص ۲۴۴٫
برگرفته از کتاب دانشنامه حضرت خدیجه سلام الله علیها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *