از دیدگاه شعرا, زندگینامه, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – میخوام براتون بگم از ، یه بانوی آسمونی

میخوام براتون بگم از ، یه بانوی آسمونی
بانویی که لبریزه از ، محبت و مهربونی

کعبه ی غمها هستی طاها مادر زهرا
*

بانویی که بود مثه فرشته ی آسمونا
اومد از راه که باشه پشت و پناه مصطفی

کعبه ی محبت و مهر و صفا و عاطفه
بانویی که همه ی هستی شو داد برا خدا

خورشید نورِ ، صبح نزوله
نور امید ، قلب رسوله

دار و ندار و ، عشق بتوله
هستی طاها ، مادر زهرا

لحظه های آخره و ، براش نمونده بال و پر
با چشایی پر ستاره ، دیگه داره می ره سفر

غریب و خسته دلش شکسته بخون نشسته
از این آدما دلش پر اضطراب و واهمه س

میون بستر غم روی لبش یه زمزمه س
پا می گیره آتیش غم توی قلب غمزده س

این دم آخریه دل نگرون فاطمه س
قلبش که خونه ، چشماش یه دریاست

این شام آخر ، بی تاب غمهاست
خیلی غریبه ، دلتنگ زهراست

شاعر : یوسف رحیمی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *