از دیدگاه شعرا, زندگینامه, مولودی، مدایح و مراثی

اشعار وفات حضرت خدیجه (س) – شکر خدا که عبد خدای خدیجه ایم

شکر خدا که عبد خدای خدیجه ایم
ما بنده ایم و زیر لوای خدیجه ایم

ما عاقبت به خیرِ دعای خدیجه ایم
سینه کبودهای عزای خدیجه ایم

از لطف فاطمه است که ما مادری شدیم
با یک دعای نیمه شبش کوثری شدیم

وقتی خدیجه مادر ما شیعه ها بُوَد
دیگر چه غم که جای من و تو کجا بُوَد

با یک دعاش، حاجت ما هم روا بُوَد
از چه پی عبای رسول خدا بُوَد؟!

وقف خدا شده همه مال و منال او
پیغمبر خدا شده محو خصال او

او اوّلین زنی است که غم پرور نبی است
کوری چشم عایشه … او همسر نبی است

هم همسر نبی است وَ هم یاور نبی است
یعنی که بعد شیر خدا لشکر نبی است

… آثار رنج در وجناتش عیان شده
مانند محتضر شده و نیمه جان شده

این روزها که حال و هوایش عوض شده
از بس که گریه کرده صدایش عوض شده

مکّه، مدینه شد که صفایش عوض شده
از چه خدیجه طرز دعایش عوض شده؟!

دختر برای مادر خود گریه می کند
مادر برای دختر خود گریه می کند

دنیا بنا نداشت به زهرا وفا کند
دنیا بنا نداشت که حق را ادا کند

می خواست که خون به دل مرتضی کند
با هیزم آمده که جهنّم به پا کند

نامردِ بی حیا … روی او را کبود کرد
با تازیانه بازوی او را کبود کرد

شاعر : محمد فردوسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *