اخلاق و فضائل

فضایل حضرت خدیجه (س)

فضایل حضرت خدیجه (س)

 

۱٫بصیرت ژرف
از بالاترین فضائل خدیجه کبری این است که از اندیشه بلند و فکر عمیق و بصیرت ژرف برخوردار بود؛ مخصوصاً عقل عملی او در اوج خود قرار داشت. این امر را می‏توان از انتخاب پیامبر اکرم به عنوان شوهر آینده و شایسته خود از بین آن همه خواستگاران پولدار و تاجر فهمید.
او در چهره و رفتار محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آینده درخشان و ممتاز او را می‏دید، به همین جهت راز پیشنهاد ازدواج با محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله را (قبل از بعثت) چنین بیان می‏کند: «یَابْنَ عَمّ! اِنّی قَدْ رَغِبْتُ فِیکَ لِقِرابَتِکَ مِنّی وَ شَرَفِکَ فی قَوْمِکَ وَ اَمانَتِکَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِکَ وَ صِدْقِ حَدِیثِکَ؛۱ ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندی‏ات با من، و شرف و امانتداری‏ات در میان قوم خود، و به جهت اخلاق نیک و راستگویی‏ات، به تو تمایل پیدا کردم.»
جملات فوق به خوبی نشان می‏دهد که محبت و ارادت این بانو به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله براساس عشق مجازی و محبت شهوانی نبوده، بلکه بر اثر معرفت و شناخت عمیقی بوده است که از شخصیت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله داشت. اما افرادی که چنین بصیرتی نداشتند، از جمله گروهی از زنان قریش سخت خدیجه را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند، تا آنجا که گفتند: «او با این همه حشمت و شوکت با یتیم ابو طالب که جوانی فقیر است تن به ازدواج داد. چه ننگ بزرگی.»
خدیجه که انتخابش از سر شناخت و معرفت بود، محکم و قرص بر انتخاب خویش پای فشرد و در جواب سخنان ناشی از جهالت و بی خبری آنها گفت: «ای زنان! شنیده‏ام شوهران شما [و خودتان[ در مورد ازدواج من با محمد خرده گرفته‏اید و عیب جویی می‏کنید، من از خود شما می‏پرسم آیا در میان شما، فردی مانند محمد وجود دارد؟ آیا در شام و مکه و اطراف آن شخصیتی به سان ایشان در فضائل و اخلاق نیک سراغ دارید؟ من به خاطر این ویژگیها با او ازدواج کردم و چیزهایی از او دیده‏ام که بسیار عالی است.۲»
گذشت زمان، پیروزیهای پی در پی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، گسترش اسلام، و فرزندانی که از خدیجه به یادگار ماند، از جمله فاطمه زهرا علیها‏السلام که یازده امام معصوم از نسل اوست، بر انتخاب زیبای خدیجه و بصیرت ژرف او تحسین گفت ؛ هر چند خود شاهد ثمرات انتخاب شایسته خویش نبود.

۲٫ ایمان و اسلام محکم و پایدار
همان بصیرت ژرف خدیجه که باعث انتخاب محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله برای همسری آینده او شد، عامل ایمان و اسلام او نیز گشت، و باعث شد که لقب اول زن مسلمان را به خود اختصاص دهد.
«ابن عبد البر» به سند خود از پدر «ابی رافع» نقل می‏کند که پیامبر خدا در روز دوشنبه (مبعث) نماز گذارد و خدیجه در (ساعات) آخر همان روز نماز خواند.۳
و علی علیه‏السلام نیز بر ایمان و اسلام خدیجه این گونه صحه گذاشت که: «لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ واحِدٌ یَؤْمَئِذٍ فیِ الْاِسْلامِ غَیْرَ رَسُولِ اللّه وَ خَدیجَهَ وَ اَنَا ثالِثُهُمْ. اَری نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسالَهِ وَ اَشُمُّ ریحَ النُّبُوَّهِ؛۴
خانه‏ای واحد در آن روز در اسلام جمع نشد غیر از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خدیجه و من که سومین آنان بودم. نور وحی و رسالت را می‏دیدم و بوی نبوت را استشمام می‏کردم.»
خدیجه علیها‏السلام تا آخرین لحظه بر آن ایمان پای فشرد و در راه اسلام فداکاری و گذشت نمود و یک لحظه از رهبر اسلام و حمایت او غافل نگشت .

۳٫ از برترین بانوان دو سرا
برترین زنان جهان هستی را چهار زن تشکیل می‏دهند؛ چنانکه ابن اثیر از انس بن مالک از پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نقل کرده که فرمودند:«خَیْرُ نِساءِ الْعالَمینَ مریمُ، آسِیهُ، خدیجهُ وَ فاطِمهُ؛۵ برترین زنان عالم مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه علیها‏السلام هستند.»
همینها که کوله بار کمال را در دنیا بستند، در بهشت نیز در صدر قرار دارند و از جمله آنها خدیجه کبری علیها‏السلام می‏باشد. «عکرمه» از «ابن عباس» نقل می‏کند که حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند:«اَفْضَلُ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّهِ خَدیجهُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ وَ فاطِمهُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْیَمُ ابْنَهُ عِمْرانَ وَ آسِیَهُ بِنْتُ مُزاحِمٍ اِمْرَأهُ فِرْعَوْنَ؛۶ بهترین زنان بهشت اینانند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون.»

۴٫ برترین همسر پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله
پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله همسران متعددی داشتند، ولی از نظر درجات یکسان نبودند.
یکی از آنها در حال حیات و بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سخت حضرت را اذیت و آزار داد، و بر خلاف دستورات او حرکت کرد، که همین امر باعث تنزل مقام و منزلت او گردید، ولی برخی از آنها مانند خدیجه کبری با تمام وجود و هستی خویش در راه اطاعت از پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و جلب رضایت او کوشید و در نتیجه در بین تمام همسران رتبه ممتاز را کسب نمود. مرحوم شیخ صدوق از امام صادق علیه‏السلام نقل می‏کند که آن حضرت فرمودند: «تَزَوَّجَ رَسُولُ اللّهِ بِخَمْسَ عَشَرَ اِمْرَأَهً اَفْضَلُهُنَّ خَدیجَهُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ؛۷ رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با پانزده زن ازدواج کرد که برترین آنان خدیجه دختر خویلد بود.»

۵٫ مادر زهرا علیها‏السلام
طبق نص قرآن کریم همسران پیامبر مادران روحانی مؤمنان و«ام المؤمنین» هستند: «وَ اَزْواجُه اُمَّهاتُهُمْ۸»؛ «همسران او (پیامبر) مادران مؤمنین هستند» و خدیجه از برترین مصداقهای آیه بشمار می‏رود. واین سعادت در بین همه زنان حضرت، نصیب خدیجه گشت که یازده امام از نسل او از طریق فاطمه زهرا علیها‏السلام پدید آید. راستی چنین مقامی نیاز به لیاقت و استعداد بالا دارد.
از بین همه فرزندان حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فاطمه زهرا علیها‏السلام از مقام ممتازی برخوردار است؛ چرا که هم دارای عصمت است۹ و هم امامت و وصایت از طریق نسل او استمرار یافت.

۶٫ سخاوت و انفاق بی بدیل
ثروت خدیجه در آن دوران زبانزد خاص و عام بود. ثروت این بانوی کاردان و عاقله به قدری زیاد بود که مالداران درجه یک قریش چون «ابو جهل» و «عقبه بن ابی معیط» در نزد او ناچیز به شمار می‏رفتند.
مورخان ثروت خدیجه را بدین ترتیب شمرده‏اند:
۱٫ هزاران شتر که اموال تجارتی او را حمل می‏کردند.
۲٫ قبه‏ای از حریر سبز با طنابهای ابریشمی بر بام خانه‏اش افراشته بود. این امر نمایانگر ثروت فراوان او بود و فقرا نیز از روی این علامت برای استعانت و کمک مراجعه می‏کردند.

۳٫ چهار صد غلام و کنیز که خدمات ارجاعی او را انجام می‏دادند.
پس از ازدواج با پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، خدیجه تمامی این ثروت را در اختیار رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قرار داد و عرض کرد: «اَلْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ اَنَا اَمَتُکَ؛ خانه (من) خانه تو،و من هم کنیز تو هستم.»
ورقه بن نوفل، عموی خدیجه، بعد از این قضیه کنار کعبه آمد و بین زمزم و مقام ابراهیم ایستاد و با صدای بلند گفت: «ای عرب! بدانید که خدیجه شما را شاهد می‏گیرد که خود همه ثروتش را از غلامان و کنیزان، املاک، دامها، مهریه و هدایایش را به محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بخشیده است و همه آنها هدیه‏ای است که محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آن را پذیرفته است و این کار خدیجه به خاطر علاقه و محبت او به محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است. شما در این باره گواه باشید و گواهی دهید.۱۲»
و پیامبر اکرم نیز از این اموال برای پیش برد اسلام و اهداف آن نهایت استفاده را برد. به همین جهت خود آن حضرت فرمود: «هیچ ثروتی، هرگز مانند ثروت خدیجه به من سود نرساند.۱۳»

۷٫ صبر و بردباری بی مانند
فردی مانند خدیجه که در درون ثروت فراوان بزرگ شده طبعا باید نازپرورده و کم تحمل باشد؛ اما خدیجه با برخورداری از نعمتها بعد از ازدواج و ایمان به پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خود را برای تحمل همه سختیها آماده کرد، تحمل فشارهای مختلف مشرکان مکه، سرزنشهای بستگان، محاصره اقتصادی در شعب ابی‏طالب و… مخصوصا محاصره اقتصادی سخت او را اذیت و آزار داد و با کهولت سن (۶۳ ـ ۶۵ سالگی) تحمل و بردباری نهایی را به عرصه نمایش گذاشت. بنت الشاطی در این زمینه می‏گوید: «خدیجه در سنی نبود که تحمل آن همه رنج برایش آسان باشد، و از کسانی نبود که در جریان زندگی با تنگی معیشت خو گرفته باشد، اما در عین حال و با وجود کهولت سن، سختیهایی را که در اثر محاصره در شعب وارد می‏شد تا سر حد مرگ تحمل کرد.»۱۴

۸٫ حامی رسالت و محب امامت
چهار زن در این دنیا به حد کمال رسیده‏اند و به عنوان زنان نمونه و شایسته هستی شناخته شدند: آسیه، مریم، خدیجه، فاطمه علیها‏السلام . از مهم‏ترین اشتراکات این چهار زن، حمایت و اطاعت از رهبری و پیشوایان زمان خود بوده است. آسیه تا پای جان از رهبری و رسالت موسی علیه‏السلام حمایت نمود، مریم با تحمل تهمت و رنجها پایه‏های رسالت عیسی علیه‏السلام را محکم نمود، فاطمه زهرا علیها‏السلام تا مرز شهادت از امام خویش علی بن ابی طالب پشتیبانی و دفاع نمود و سر انجام شهید راه امامت و ولایت گشت.
و اما خدیجه علیها‏السلام از حامیان راستین رسالت بود. او نیز جان و مال خویش را تقدیم رسالت نمود. او هم رسالت مدار بود و هم امامت محور. هم حامی و همگام رسالت بود و هم محب و طرفدار امامت.
در مورد حمایت از رسالت در بخشهای پیشین اشاراتی به میان آمد، در این بخش فقط به یک نکته اکتفا می‏شود. حضرت آدم در بهشت نگاهی به زندگی محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و خدیجه علیها‏السلام انداخت و گفت: «یکی از برتریهای محمد بر من این است که همسر او برای اجرای اوامر خداوند با شوهرش همکاری و مساعدت نمود و حال آنکه همسر من مرا در نا فرمانی خداوند تشویق نمود.۱۵»
اما در مورد محبت و ارادت خدیجه علیها‏السلام نسبت به علی علیه‏السلام ، مرحوم مجلسی چنین نقل می‏کند: پس از ازدواج پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله با خدیجه [و به دنیا آمدن علی علیه‏السلام ]، خدیجه را از دوستی و محبت علی خبر داد. و خدیجه پس از آن [به علی علیه‏السلام محبت فراوان داشت] و برای آن حضرت به وسیله خدمتکارانش لباس، زیور آلات، کنیز و ملزومات می‏فرستاد؛ به گونه‏ای که مردم می‏گفتند: علی برادر محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و محبوب‏ترین افراد نزد اوست و نور چشم خدیجه به حساب می‏آید… . الطاف و محبتهای خدیجه صبح و شام به خانه ابو طالب روان بود.۱۶»
هنگام ولادت فاطمه علیها‏السلام ، خدیجه بیشتر با ولایت آشنا گشت؛ چرا که دخترش زهرا هنگام ولادت، بعد از شهادت به توحید و رسالت، اینگونه شهادت داد: «وَ اَنَّ بَعْلِی سیّدُ الْاَوْصِیاء وَ وُلْدِی سادَهُ الاَْسْباط ۱۷؛ و به راستی همسرم سید اوصیا و فرزندانم سید و سالار نوادگان رسول خدا هستند.» علاوه بر این خدیجه علیها‏السلام ولایت علی و فرزندان او را صریحا پذیرفته بود، با آنکه در آن زمان امامت حضرت هنوز به فعلیّت نرسیده بود.
مرحوم محلاتی به نقل از مجلسی رحمه‏الله می‏گوید: «روزی رسول خدا خدیجه را نزد خود خواست و فرمود: این جبرئیل است و می‏گوید: برای اسلام شروطی است: اول: اقرار به یگانگی خداوند، دوم: اقرار به رسالت پیامبران، سوم: اقرار به معاد و عمل به اصول و مهمات شرع، چهارم: اطاعت اولی الامر [یعنی علی] و ائمه طاهرین از فرزندان او و برائت از دشمنان آنها.» خدیجه هم به آنها اقرار نمود و آنها را تصدیق کرد.۱۸
در خصوص امامت امیر مؤمنان، رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به خدیجه فرمود: «هُوَ مَولاکَ وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَ اِمامُهُمْ بَعْدی؛ علی مولای تو و مولای تمام مؤمنان و امام آنها پس از من است.»
آن گاه دست خود را بالای دست امیرمؤمنان گذاشت و خدیجه دست خود را بالای دست پیامبر قرار داد و این گونه بیعت ابدی ولایت مداری را انجام داد.۱۹
پاورقیها:

۱۲٫بحارالانوار،ج۱۶،ص۷۵ـ۷۷٫
۱۵٫ طبقات ابن سعد، ج۱،ص۱۳۴٫
۱۴٫خدیجه کبری، نمونه زن مجاهد مسلمان.
۱۱٫همان دو.
۱۸٫ محلاّتی، ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۰۹٫
۱٫ سیره نبوی، ابن هشام، ج۱، ص۲۰۱؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۵۲۱٫
۱۰٫الوقایع و الحوادث، محمد باقر ملبوبی، ص۱۳؛بحارالانوار،ج۱۷،ص۳۰۹ وج۱۶،ص۲۲٫
۱۳٫ همان، ج۱۹، ص۶۳٫
۱۶٫ بحار الانوار، داراحیاء التراث، ج۳۷، ص۴۳٫
۱۷٫همان، ج۴۳،ص۳٫
۱۹٫ همان.
۲٫بحارالانوار،ج۱۶،ص۸۱ و ج۱۰۳،ص۳۷۴٫
۳٫استیعاب، ج۲، ص۴۱۹، ش۱۳٫
۴٫تاریخ طبری، ج۲،ص۲۰۸ وشرح نهج البلاغه ابن ابی‏الحدید، ج۱۳،ص۱۹۷٫
۵٫ خصال صدوق، باب خصال اربعه.
۶٫اسدالغابه، ج۵، ص۴۳۷؛ استیعاب، ج۴، ص۱۸۲۱٫
۷٫خصال شیخ صدوق، باب خصال اربعه.
۸٫احزاب/۵٫
۹٫ احزاب/۳۳٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *