ازدواج و همسر

فصل وصل – ازدواج حضرت خدیجه

جوانه های مهراینک درخدیجه به بارنشسته بود، او جوانی پاکدامن و امین پیش روی خود داشت که عرق نجابت از صورتش ریزان
و پاکی دلش از صداقتسیمایش آشکاربود. بانوی قریش بطور مستقیم تقاضای ازدواج کرد. او به امین قریش چنین گفت”:یابنعم
انی رغبت فیک لقرابتک وسطتک فی قومک وامانتک وحسن خلقک وصدق حدیثک”
ای پسرعمو، من به خاطرخویشاوندی، شرافت تو درمیان مردم، امانت، خوشخلقی و راستگوییات به تو تمایل پیداکردم.
محمد(ص) پیشنهاد خدیجه را پذیرفت و عمویش ابوطالب را ازآنچه رخ دادهبود آگاهساخت. ابوطالب همراه جمعی از بنیهاشم به
نزد عموی خدیجه”عمروبن اسد”رفت و تقاضای ازدواج کردند. ابوطالب هنگام خواندن عقد گفت: … او به خدیجه و خدیجه به
«. وی علاقهدارد اینجا جمع شدهایم که با رضایتخودش خطبه بخوانیم
به این ترتیب خورشید مکه، درحالی که تنها بیستوپنجسال ازعمرش را پشتسرمیگذاشت ، بر بام بختسرور زنان قریش تابیدن
گرفت، خدیجه،همسرآفتاب شد و فصل نوینی در زندگی هردو پدیدآمد. خدیجه(س) با محمد(ص) پیوندی ابدی برقرارساخت؛
همدل، همسر، همراز وی شد.
برگرفته از کتاب و کجاست مثل خدیجه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *