اخلاق و فضائل

در جستجوی سرچشمۀ کوثر

انسانی که شاغول زندگی خود را دستورات خداوند ، انبیاء و ائمه قرار میدهد ، به فرموده قرآن مجید ، تبدیل به انسانی مستقیم
است ، به معنای پایدار ، استوار و پابرجا ؛ وجودی که در دنیا از حملۀ همۀ خطرات « ق و م » ، « مستقیم » خواهد شد . ریشۀ کلمۀ
معنوی در امان است ، و در قیامت هم از طوفانهای قیامت ، فزع اکبر ، عذاب خدا و آتش جهنم محفوظ است . این دو برنامه که
یکی دنیایی است و یکی آخرتی ، بهره مستقیم بودن است . وجود یک چنین انسانهایی ، منافع مهمی برای دیگران و برای
خودشان دارند . حالات این افراد ، اخلاقشان ، اعمالشان ، منششان و روششان ، تربیتکننده نفوس و رشددهنده دیگران است ، و
آنها دیگران را در کنار خودشان مستقیم بار میآورند . هر یک نفری که به خاطر آنها مستقیم شود ؛ چنانکه امام ششم (ع) با
میفرماید : ثوابش برای آنها ، مساوی با این است که تمام انسانهای آفریده شده ، توسّط ، توضیح تأویلی یکی از آیات قرآن
آنها مستقیم شدهاند . از این رهگذر ، بهرههای ابدی خالص و دایمی و همیشگی به فرموده قرآن ، نصیب آنها میگردد . گاهی
این گونه از افراد ، جمع خانوادهشان این چنین است ؛ یعنی شوهر و همسرش ، فرزند ، عروس و داماد همگی مستقیم هستند ، به
خاطر این که همّشان عاشقانه ، عارفانه بوده و با رغبت ، با میل ، با شوق ، شاغول الهی را که یا کتابهای آسمانی است یا قرآن و
یا نبوت ، برای مستقیم بالا آمدن خودشان به کار گرفتهاند . قویترین خانواده ، مستقیمترین و سودمندترین در این عالم ، در اولین
صفحه ۶ از ۱۵
۱) هستند ، از ) « یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً »َ و آخرین ، خاندان وجود مبارک رسول خدا (ص) است که قرآن کریم تحت عنوان ، اهلبیتی که
آنها نام برده است . آنهایی که چه در عالم ظاهر ؛ یعنی زمان حیات دنیویی این خانواده ، چه در عالم معنا ؛ یعنی بعد از پرواز این
خانواده به جانب خدا ، وارد این خانه و این بیت شدند و متوسّل به این خانواده گشتند ، فقط محض خاطر این بود که مستقیم شوند
و وجودشان از معنویت ، منش و روش آنها بهره ببرد و تبدیل به انسان مستقیم بشوند . یکی از آنهایی که در زمان خودشان وارد
این خانه شد ، خانمی بود که به عنوان کارگری ، و یا به عبارت سادهتر ، به عنوان کلفتی وارد این خانه شد : مردی میگوید که
من در بیابان داشتم از جایی عبور میکردم که به خانم تنهایی برخوردم . ناراحت شدم و دلم سوخت که در این بیابان بی سر و ته
عرب ، چی شده که این زن در این بیابان تنها و جدا مانده است . آمدم جلو و گفتم که کی هستی و چکارهای؟ چرا در این جا قرار
۳) . این آیههای قرآن را خواند که بگوید چرا ادب نکردی؟ مگر )« فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ » ، (۲)« فَقُلْ سَلَامٌ » : گرفتی؟ برگشت به من گفت
نگفتند به هر کس وارد شدی ، اول سلام کن . جواب بگیر و بعد بپرس . دیدم درست میگوید . این چه زنی است که به من با
محاسن سفیدم درس میدهد؟ معلوم میشود که ما هنوز خیلی ادب نشدهایم . گفتم : خانم ! این جا چه کار میکنی؟ او در جواب
۴) ؛ این سؤال تو بیجاست کسی که در مدار هدایت خدا است ، خیال )« وَ مَن یَهْدِ اللَّهُ فَمَ ا لَهُ مِن مُضِ لٍّ » : من این آیه را خواند
میکنی گم شده؟ گم شده به آن میگویند که دین ندارد . کسی که دین دارد ، هر کجا باشد ، پیدا میشود . بر این خزانۀ خلقت ،
گوهر آشکار ، حق است . گفتم : آدمی هستی ، جنّی ، پریای؟ هیچ سخنی نمیگویی جز این که قرآن میخوانی . آخر جزء چه
۵). فهمیدم آدمیزاد است . گفتم از کجا ) « یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ » : طایفهای هستی؟ او در جواب این آیه را خواند
۶) . از این سخن معلوم شد او از راه دوری آمده است . گفتم : کجا )« أُولئِکَ یُنَادَوْنَ مِن مَکَانٍ بَعِیدٍ » : میآیی؟ این آیه را خواند
۷). فهمیدم قصد کعبه را دارد . گفتم چند روز است که در ) « وَ لِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا » : میروی؟ گفت
۸) . با آیه به من فهماند شش روز است که به این سفر )« خَلَقَ السَّماوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّۀِ أَیَّامٍ » : سفر حج آمدی؟ گفت
وَ مَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَ داً لا یَأکُلُونَ » : آمده . گفتم : آیا در این پنج و شش شبانهروز غذا خوردهای؟ در جواب این آیه را خواند
۹) : خداوند جسد و بدن آنان (انبیا) را طوری قرار نداده است که طعام نخورند . گفتم که پس عجله کنید تا از این جا )« الطَّعَامَ
.(۱۰) « وَ لَانُکَلِّفُ نَفْساً إلَّا وُسْعَهَا » : برویم و به قافله برسیم . اگر بتوانیم به قافله برسیم ، از این بیابان نجات پیدا میکنیم . گفت
میخواست به من بفهماند که قدرت پایش همین مقداری است که میبینم و این قدرت را ندارد که بخواهد بدود وچنین کاری در
لَوْ کَانَ فِیهِمَا آلِهَۀٌ إِلَّا اللَّهُ » : توانش نیست . به او گفتم : بیا پشت سر من سوار مرکب من شو تا هر دو با یک مرکب برویم . گفت
۱۱ ) با خواندن این آیه خواست به من بگوید چگونه ممکن است یک مرد نامحرم و ) « لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ
زن نامحرم یک جا سوار بشوند؟ چون وقتی بدنشان نزدیک هم باشد ، تولید فساد میکند . گفتم : شما منظور من را از دعوت
سُبْحَانَ الَّذِی » : کردن به سوار شدن ، به اشتباه فهمیدی . بعد پیاده شدم و گفتم : شما سوار شوید ، و سوار شد و این آیه را خواند
۱۲ ) . تا به قافله رسیدیم ، گفتم : خانم ! در این قافله کسی را داری که آشنای تو باشد؟ چهار آیه )« سَخَّرَ لَنَا هَذا وَ مَا کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ
یَا دَاوُدُ إِنَّا » ، (۱۴)« یَا یَحْیَی خُ ذِ الْکِتَابَ بِقُوَّهٍ وَ آتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیّاً » ، (۱۳) « و مَا مُحمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ » : خواند
۱۶ ) با خواندن این )« یَا مُوسَی . . . . . إِنَّنِی أَنَا اللَّهُ لَا إِلهَ إلّا أَنَا فَاعْبُدْنِی » ، (۱۵)« جَعَلْنَاکَ خَلِیفَۀً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُم بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
آیات به من فهماند که آشناهایش در این سفر و در این قافله ، آن چهار نفری هستند که در این چهار آیه ، اسمشان برده شده است
. به کنار قافله که رسیدیم ، هر چهار نفر آنان آمدند و دورش را گرفتند . او سمت من برگشت و رو به من این آیه را خواند :
۱۷ ) . با قرآن به من گفت اینها پسران من هستند . بعد رو کرد به هر چهار نفرشان ، و با این آیه : )« الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِینَۀُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا »
۱۸ ) به آنها فهماند که ای بچههای من ! این فرد برای نجات من زحمت کشید )« یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الأمِینُ »
و کارش را بیارزش ندانید و در برابر زحمتش ، به او پول بدهید . پسرانش پول که دادند ، او نگاهی به پول کرد و با خواندن این
صفحه ۷ از ۱۵
۱۹ ) ، به پسرانش فهماند که پولی که دادهاند ، کم است و باید آن را اضافه کنند . به ) « وَ اللَّهُ یُ َ ض اعِفُ لِمَن یَشَ اءُ » : آیۀ قرآن
پسرانش گفتم : من که از این زن ماتزده شدهام ، میخواهم بدانم او کیست؟ گفتند : مادرمان کنیز حضرت فاطمه زهرا (س) بود
و بیست سال است با غیر از قرآن ، با ما حرف دیگری نزده است . ( ۲۰ ) نتیجۀ این حکایت این است که کُلْفَت و کارگر این خانواده
، خودش شاغول میشود برای خانوادههای جهان ؛ یعنی قرآن ، همۀ خانوادهها ، خانوادههای مؤمن و اسلامی را این گونه میخواهد
۲۱ ) : من شما مردم مسلمان و امت اسلام را در همۀ خوبیها ، ) « وَ کَذلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّۀً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ » : باشد
گواه و شاهد بر مردم عالم میخواهم که همۀ منش ، روش و رفتارتان شاهد بر خوبیها باشد و مردم دنیا هر چیزی از شما میبینند ،
آن را مثبت ببینند ؛ خوبی ببینند ؛ پاکی ببینند ؛ درستی ببینند . شما خانواده مسلمان ، از مرد و زن ، از پیر و جوان ، از دولت و ملت
، از ثروتمند و فقیرتان باید شبیۀ اهلبیت : باشد .
برگرفته از کتاب نگاهی به مقام حضرت خدیجه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *