از دیدگاه شعرا

خدیجه در کلام شعرا متن شعر

ای داده به عصمت شرف و نام خدیجه
ای بسته به طوفت فلک احرام خدیجه
ای همسر پیغمبر اسلام خدیجه
ای عصمت حق فاطمه را مام خدیجه
ای ختم رسل را ز شرف نور دو دیده
قبل از شب بعثت به پیمبر گرویده

ای مکه ز خاک قدمت خلد مخلد
ای عصمت معبود و امید دل احمد
اسلام بپا خواست وَ گردید مؤید
از ثروت تو تیغ علی خُلق محمد
تا حشر خلایق که خدا را بپرستند
مدیون فداکاری و ایثار تو هستند

ای بر تو سلام آمده از داور هستی
بگذشته در آئین نبی از سر هستی
دلداده و دلبرده ز پیغمبر هستی
زیبد که بخوانند ترا مادر هستی
کی مثل تو از هستی خود چشم بپوشد
تا فاطمه از سینه ی او شیر بنوشد

آنروز که افتاد خزان در چمن تو
پر زد به جنان طوطی روح از بدن تو
تا بوی گل احمدی آمد ز تن تو
شد جامه ی پیغمبر اکرم کفن تو
با مرگ تو آغاز شد ای عصمت سرمد
بی مادری فاطمه تنهایی احمد

برخیز که بر ختم رسل فخر زمانه
خانه شده غمخانه ای بانوی خانه
بر گیسوی زهرا که زند بعد تو شانه
بی تو شده از هر مژه اش سیل روانه
پیغمبر اکرم ز غمت زار بگرید
خون است دل فاطمه مگذار بگرید

بردار سر از خاک و ببین همسر خود را
بنگر هدف سنگ ، سر شوهر خود را
بازآ و ببین اشک فشان دختر خود را
برگیر به بر دختر بی مادر خود را
بی روی تو گردون به نظر تیره چو دود است
برخیز که بی مادری فاطمه زود است

ای جامه ی احمد کفنت بر بدن پاک
کن بهر حسینت به جنان جامه ز غم چاک
تو بر سر دست نبی و او به روی خاک
سر تا به قدم چون گل پرپر شده صد چاک
مجنون تو بر نور دو عین تو بگیرد
تا صبح قیامت به حسین تو بگرید

مادر مرو که فاطمه ات زار و مضطر است
مشخصات
مناسبت رحلت
سبک ولادتی
قالب غزل
شاعر ناشناس
منبع بایگانی
تعداد استفاده ۰
برگرفته از کتاب بانک کتب و مقالات حضرت خدیجه کبری علیها السلام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *