اخلاق و فضائل

حضرت خدیجه (س) اسوه زن مسلمان

حضرت خدیجه (س) اسوه زن مسلمان

در تاریخ پر فراز و نشیب اسلام کمتر بانویی همچون حضرت خدیجه (س) همسر بزرگوار رسول خدا (ص) درخشیده است. بهره‌مندی از صفات عالی انسانی و رفتار برخاسته از بینش متعالی او چنان شخصیتی از وی ساخته که تا سال‌ها پس از رحلت جانسوزش، هر گاه پیامبر اکرم (ص) نام او را می‌شنید، اشک بر گونه‌های مبارکش جاری می‌گشت و از او به بزرگی یاد می‌ نمود.
در این نوشتار بر آنیم که به بررسی شخصیتی آن بانوی با فضیلت به عنوان الگو و اسوه نیکو برای زنان مسلمان در دو بخش بپردازیم: الف. شرافت مقام و امتیازات والای خدیجه(س)؛ ب. بینش و منش متعالی خدیجه (س). و در هر بخش به عنوان نمونه، هفت ویژگی بارز برای آن حضرت برمی‌شماریم.
الف) شرافت مقام و امتیازات والای خدیجه (س)
بانوی طهارت و ایمان، حضرت خدیجه (س) در زندگی سراسر پر افتخارش از امتیازات بسیاری بهره‌ور بود که هر کدام نشان از شرافت مقام و جایگاه والای آن بانو دارد. امتیازات پر شکوهی چون: مباهات خداوند به وجود او بر ملائکه، برخورداری از سلام و درود خدا و فرشته وحی، افتخار همسری و همدمی بی‌نظیر با رسول خاتم(ص)، افتخار مادری نسل پاک پیامبر اکرم (ص)، برگزیده شدن از بین زنان عالم، نیل به مقام کمال انسانی، دریافت نوید ورود به بهشت مقربان الهی و موقعیت والا در بارگاه رحمانی. در ادامه به بررسی برخی از مهم­ترین امتیازات آن بانو می‌پردازیم:
۱٫ مقام اصطفاء
«اصطفاء» از ماده «صفو» به معناى برگزیدن صاف و خالص هر چیز است.[۱] و مراد از آن در آیات قرآن، نوعی انتخاب و اختیار و برتری دادن فرد یا افراد بر سایرین توسط خداوند است.[۲] از این منظر، حضرت خدیجه(س) دارای مقام اصطفاء بود و به صراحت روایات، نه تنها برگزیده در بین همه زنان عالم، بلکه برگزیده در میان تمامی انسان‌ها اعم از زنان و مردان بود.
اگر در قرآن کریم این ویژگی به حضرت مریم(س) نسبت داده شده و فرموده است: «اِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکهُ یَا مَریمُ اِنَّ اللَّه اصْطَفاکِ وَ طَهَّرکِ وَ اصْطَفاکِ على نِسَاءِ الْعَالَمِینَ؛[۳] [به یاد آورید] هنگامى که فرشتگان گفتند: اى مریم! خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برتری داده است.» اما رسول اکرم(ص) یکی از مصادیق این آیه را همسر گرامی‌اش خدیجه(س) معرفی نموده است. به فرموده امام علی(ع)، رسول خدا(ص) پس از تلاوت آیه «اِنَّ اللَّه اصْطَفاکِ وَ طَهَّرکِ…»، فرمود: «علی جان! بهترین زنان عالم، چهار زن هستند: مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، و آسیه دختر مزاحم.» [۴]
و در روایت دیگر نقل شده که روزی پیامبر خاتم(ص) وارد خانه شد و مشاهده کرد که فاطمه زهرا(س) و عایشه در حال تفاخر هستند؛ به گونه‌ای که صورت هر دو سرخ شده است. حضرت با اطلاع از موضوع، رو به عایشه کرد و با استناد به آیه ۳۳ سوره آل عمران که در باره اصطفای تعدادی از پیامبران الهی است، اصطفا و برتری حضرت خدیجه(س) را نیز متذکر شده، فرمود: «یَا عَائِشَهُ أَ وَ مَا عَلِمْتِ أَنَّ اللَّهَ اصْطَفى‏ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ وَ عَلِیّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ حَمْزَهَ وَ جَعْفَراً وَ فَاطِمَهَ وَ خَدِیجَهَ عَلَى الْعالَمِینَ‏؛[۵] ای عایشه! آیا نمی­دانستی که خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران و علی و حسن و حسین و حمزه و جعفر و فاطمه و خدیجه [علیهم السلام] را [برگزید و] بر همه جهانیان برتری داد!»
از این رو، آن بانوی برگزیده، به عنوان سرور زنان عالم شناخته می‌شود؛ چنان که رسول اکرم(ص) در کلام دیگری فرمود: «سَادَاتُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ اَرْبَع خَدِیجَهُُ بِنْتُ خُوَیلِد وَ فاطِمَهُُ بِنتُ مُحَمَد وَ آسِیهُُ بِنتُ مُزَاحِم وَ مَریَمُ بِنتُ عِمرَان؛[۶] سالار زنان جهان چهار [زن] هستند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، آسیه دختر مزاحم، و مریم دختر عمران.» و در زیارت‌نامه اولاد ائمه(ع) می‌خوانیم: «السَّلَامُ عَلَى خَدِیجَهَ سَیِّدَهِ نِسَاءِ الْعَالِمِینَ؛[۷] سلام بر خدیجه سالار بانوان گیتی.»
۲٫ برخورداری از سلام خداوند و جبرائیل(ع)
از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده‌اند که فرمود: در سفر آسمانی معراج، به هنگام بازگشت، از جبرائیل(ع) پرسیدم که آیا سفارش و پیامی هست؟ او گفت که درود و سلام خدا و فرشته فرمانبردارش را به خدیجه برسان! پیامبر(ص) نیز پس از بازگشت، هنگامی که همسر بزرگوارش خدیجه(س) به پیشوازش آمد، سلام خدا و فرشته وحی را به او رساند و آن بانوی با ادب و کمال در جوابی که حکایت از معرفت والای او دارد، پاسخ داد: «اِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلامُ وَ مِنْهُ السَّلامُ وَ اِلَیْهِ السَّلامُ وَ عَلیَ جِبْرِئِیلَ السَّلامُ؛[۸] همانا خداوند خود سلام است و سلام و سلامتی از سوی او و به سوی او است و بر جبرائیل سلام و درود باد!»
همچنین روایت شده که روزی فرشته وحی به نزد رسول خدا(ص) آمد و از خدیجه(س) پرس و جو کرد و چون او را نیافت، به پیامبر(ص) گفت: «إِذَا جَاءَتْ فَأَخْبِرْهَا أَنَّ رَبَّهَا یُقْرِئُهَا السَّلَامَ؛[۹] هنگامی که خدیجه آمد، به او خبر ده که پروردگارش به او سلام می‌رساند.»
۳٫ مباهات خداوند بر ملائکه به وجود او
آن گاه که پیامبر گرامی اسلام(ص) مأموریت یافت که برای انجام یک برنامه عبادی، چهل شبانه­روز به دور از همسر با وفایش به نیایش بپردازد، برای خدیجه(س) پیام فرستاد که: «یَا خَدِیجَهُ لَا تَظُنِّی أَنَّ انْقِطَاعِی عَنْکِ [هِجْرَهٌ] وَ لَا قِلًى وَ لَکِنْ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَنِی بِذَلِکَ لتنفذ [لِیُنْفِذَ] أَمْرَهُ فَلَا تَظُنِّی یَا خَدِیجَهُ إِلَّا خَیْراً فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیُبَاهِی بِکِ کِرَامَ مَلَائِکَتِهِ کُلَّ یَوْمٍ مِرَاراً؛[۱۰] ای خدیجه! گمان نکنی که دوری گزیدن من از تو به خاطر بیزاری و تنفر است، بلکه پروردگارم مرا به این [برنامه عبادی] فرمان داده تا امرش را اجرا نماید. پس ای خدیجه! گمانی جز خیر نداشته باش که خداوند عزیز و جلیل هر روز چندین مرتبه به [وجود شایسته] تو بر فرشتگان گرانمایه‌اش مباهات می‌کند و می‌بالد.»
و بدین ترتیب، رسول خدا(ص) همسر با وفایش را که تحمل دوری از وی برایش سخت می‌نمود، نسبت به برنامه عبادی خویش مطلع ساخت و او را به توجه و عنایت ویژه پروردگار دلداری داد.
۴٫ افتخار مادری بر نسل پیامبر(ص)
امتیاز دیگر حضرت خدیجه(س) این است که از بین تمامی زنان جهان و نیز از میان همه زنان پیامبر اکرم(ص) تنها او است که به عنوان رویشگاه طیّب و پاکیزه فاطمه اطهر(س)، این کوثر همیشه جاری برگزیده شد و شایسته مادری نسل پاک رسول اعظم(ص) که شریف­ترین تبار بر روی زمین‌اند، گردید.
به فرموده امام صادق(ع)، روزی رسول خدا(ص) وارد خانه خدیجه(س) شد و دید که او با کسی سخن می‌گوید، پرسید: با که سخن می‌گویی؟ خدیجه(س) پاسخ داد: کودکی که در بطن دارم، با من صحبت می‌کند و با من مأنوس است. پس پیامبر(ص) فرمود: «یَا خَدِیجَهُ هَذَا جَبْرَئِیلُ یُخْبِرُنِی أَنَّهَا أُنْثَى وَ أَنَّهَا النَّسْلَهُ الطَّاهِرَهُ الْمَیْمُونَهُ وَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى سَیَجْعَلُ نَسْلِی مِنْهَا وَ سَیَجْعَلُ مِنْ نَسْلِهَا أَئِمَّهً وَ یَجْعَلُهُمْ خُلَفَاءَهُ فِی أَرْضِهِ بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْیِهِ؛[۱۱] ای خدیجه! این جبرائیل(ع) است که به من خبر می‌دهد آن کودک، دختر و نسلی پاک و مبارک است و خداوند تبارک و تعالی به زودی نسل مرا از او قرار می‌دهد و از او امامانی به وجود می‌آورد که جانشینان خدا در روی زمین بعد از تمام شدن وحی او خواهند بود.»
و این چنین حضرت رسول(ص) حتی قبل از ولادت فاطمه زهرا(س) خبر مادری خدیجه(س) بر نسل مطهر آخرین پیامبر را به او بشارت داد.
همچنین نقل شده که پیامبر اکرم(ص) روزی به فاطمه(س) که دیگران از روی شماتت مادر او را زنی پیر و سالخورده شمرده و او را دلگیر ساخته بودند، موضوع مادری بر ائمه اطهار(ع) را مایه فخر دانسته، فرمودند: «اِنَّ بَطْنَ اُمِِّکِ کانَ لِلْاِمَامَهِ وِعَاءً؛[۱۲] [فاطمه جان! همین افتخار برای تو بس که] بطن مادرت ظرفی برای امامت بود.»
۵٫ بهره‌مندی از کمال انسانی
از امتیازات در خور ستایش حضرت خدیجه(س) اوج گرفتن او در مسیر خودسازی و شکوفایی و نیل به کمال و جمال انسانی تحت توجهات معنوی رسول خاتم(ص) است. آن حضرت که جز بر اساس میزان حق سخن نمی‌گوید و امتیازی بدون حساب نمی­بخشد، در توصیف خدیجه(س) فرمود: «اَلْکُمَّلُ مِنَ الرِّجالِ کَثِیرٌ وَ لَم یَکْمُلْ مِنَ النِّساءِ اِلّا اَربَعَهٌ آسِیهُُ امْرَأهُ فِرعَونَ وَ مَریَمُ ابْنهُ عِمرَانَ وَ خَدِیجَهُُ بِنْتُ خُوَیلِدٍ وَ فاطِمَهُُ بِنتُ مُحَمَدٍ؛[۱۳]َ مردان کمال‌یافته بسیارند و [لکن] از زنان به کمال نرسیده‌اند مگر چهار نفر: آسیه همسر فرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمد.»
۶٫ در زمره مقربین بهشتی
عالی‌ترین درجات بهشتی به تصریح قرآن کریم از آنِ پیشگامان مقرب است[۱۴] که در سرای دنیا نه تنها در ایمان و اعتقاد که در اعمال خیر و صفات و اخلاق والای انسانی پیشقدم بوده و به عنوان اسوه و الگوی خلق در راه کمال مطرح می­باشند. حضرت خدیجه(س) به بیان پیامبر اکرم(ص) یکی از کسانی است که در زمره مقربان بهشتی از شراب تسنیم در فردوس برین برخوردار خواهد شد. آن حضرت در توضیح آیه ۲۷ سوره مطففین (وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِیمٍ)[۱۵] فرمود:
«هُوَ أَشْرَفُ شَرَابٍ فِی الْجَنَّهِ یَشْرَبُهُ مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّدٍ وَ هُمُ الْمُقَرَّبُونَ السَّابِقُونَ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِیٌّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ الْأَئِمَّهُ وَ فَاطِمَهُ وَ خَدِیجَهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ؛[۱۶] تسنیم شریف­ترین چشمه­ای است که در بهشت قرار دارد و محمد و آل محمد از آن می­نوشند و ایشان همان مقربان سبقت­ گرفته هستند که عبارت­اند از: رسول خدا و علی بن ابی­طالب و امامان [از نسل او] و فاطمه و خدیجه که درود خداوند بر همه آنان باد!»
۷٫ از جمله اصحاب اعراف
اعراف منطقه مرتفع و گذرگاه مهمی است حد فاصل میان بهشت و دوزخ که به بیان قرآن، گروهی بر آن قرار دارند و بر بهشتیان و جهنمیان اشراف داشته، هر یک از آنان را به چهره می­شناسند و بر اصحاب جنت درود فرستاده، اصحاب دوزخ را سرزنش و ملامت می­کنند. حضرت خدیجه(س) از جمله افرادی است که به عنوان اصحاب اعراف معرفی گردیده است. امام صادق(ع) در پاسخ به سؤال از آیه ۴۶ سوره اعراف که می­فرماید: «وَ بَیْنَهُمَا حِجَاب…ٌ؛ در میان آن دو (اهل بهشت و اهل جهنم) حجابی قرار دارد…»، فرمود:
«سُورٌ بَیْنَ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ قَائِمٌ عَلَیْهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ فَاطِمَهُ وَ خَدِیجَهُ فَیُنَادُونَ أَیْنَ مُحِبُّونَا أَیْنَ شِیعَتُنَا فَیُقْبِلُونَ إِلَیْهِمْ فَیَعْرِفُونَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَى یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسِیماهُمْ فَیَأْخُذُونَ بِأَیْدِیهِمْ فَیَجُوزُونَ بِهِمْ عَلَى الصِّرَاطِ وَ یُدْخِلُونَهُمُ الْجَنَّهَ؛[۱۷] حصاری است بین بهشت و دوزخ که بر آن محمد و علی و حسن و حسین و فاطمه و خدیجه ایستاده­اند. پس ندا می­دهند که کجایند محبّان ما؟ کجایند شیعیان ما؟ آن­گاه به سوی ایشان رو می­آورند و آنان را به اسمشان و اسم پدرانشان می­شناسند و این است معنی سخن خداوند که: “هر کس را به سیمایش می­شناسند.” پس دست آنان را گرفته و بر صراط گذر داده، وارد بهشت می­کنند.»
* * *
سؤالی که در اینجا مطرح می­باشد این است که شرافت مقام و امتیازات والای بانوی فرشته­سیرت بهشتی حضرت خدیجه(س) چگونه و به چه عللی به او افاضه شده است؟
در پاسخ می­توان اذعان نمود که آن حضرت در پرتو بینش و منش متعالی، شایسته نیل به چنین جایگاه رفیعی گشته است. او در سایه­سار عشق به ساحت رسول خدا(ص) و ایمان و اعتقاد راسخ، به خودسازی و تطهیر ظاهر و باطن خویش پرداخت و در این راه هرگز لحظه­ای از یاد حق غافل نگشت و از این جهت سزاوار است به عنوان الگو و اسوه برای تمامی زنان مسلمان مطرح باشد.
امیر مؤمنان، علی(ع) در سوگ پدر بزرگوارش حضرت ابوطالب(ع) و نیز رحلت جانسوز خدیجه(س) که از کودکی در خانه او و تحت تربیت او قرار داشت، بر این حقیقت چنین گواهی می­دهد:
أَ عَیْنَیَّ جُودَا بَارَکَ اللَّهُ فِیکُمَا عَلَى هَالِکَیْنِ لَا تَرَى لَهُمَا مِثْلًا
عَلَى سَیِّدِ الْبَطْحَاءِ وَ ابْنِ رَئِیسِهَا وَ سَیِّدَهِ النِّسْوَانِ أَوَّلِ مَنْ صَلَّى‏
مُهَذَّبَهٍ قَدْ طَیَّبَ اللَّهُ خِیمَهَا مُبَارَکَهٍ وَ اللَّهِ سَاقَ لَهَا الْفَضْلا[۱۸]
یعنی: هان ای دو چشم من! باران اشک از آسمان دیدگانم فرو بارید. خدا این باران اشک را در سوگ دو از دست­رفته [و دو یار فداکار اسلام و قرآن و دو پشتیبان بی­همانند پیامبر خدا(ص)] بر شما مبارک گرداند؛ چرا که آن دو به­راستی بی­نظیر بودند.
هان ای دو چشم من! در سوگ غمبار سالار مکه و فرزند رئیس آن (ابو طالب) و در رحلت جانگداز سالار بانوان، اولین زنی که [به همراه رسول خدا(ص)] نماز گزارد، باران اشک فرو بارید!
بر همان بانوی خودساخته و پاک­روش و پاک­منشی که خداوند خیمه و سرای او را پاک و پاکیزه ساخت؛ بانوی پربرکتی که خدا او را [به خاطر ایمان و کردار شایسته­اش] به شاهراه فضیلت­ها راه نمود.
ب) بینش و منش متعالی خدیجه(س)
معنویت و معرفت والا، قدرت تجزیه و تحلیل رویدادهای جاری و آینده­نگری، آگاهی از آموزه­های هدایت­بخش پیامبران الهی و کتب آسمانی، حق­طلبی و حق­شناسی، راستگویی و درستکاری، شکیبایی و پایداری، ایثار و فداکاری، و به طور کلی بینش و منش حضرت خدیجه(س) در ابعاد گوناگون زندگی، او را به صورت نمونه و الگویی جاودانه برای کمال­جویان طریق انسانیت جلوه­گر می­سازد. برخی از مهم­ترین اوصاف و اعمال متعالی آن بانو عبارت است از:
۱٫ ایمان و اعتقاد راسخ
حضرت خدیجه(س) نه فقط ایمان آورنده واقعی به پروردگار متعال و رسول خدا(ص) و باورمند به بهشت و دوزخ و پاداش و کیفر بود، بلکه در این راه گوی سبقت را از همه زنان کمال­طلب و حق­جو نیز ربود؛ چنان که به دلالت روایات، اولین زنی که اسلام اختیار کرد و به پیامبر خاتم(ص) ایمان آورد و به همراه آن حضرت نماز خواند، خدیجه(س) بود. در کلامی از ابن عباس آمده است: «أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِرَسُولِ اللَّهِ مِنَ الرِّجَالِ عَلِیٌّ وَ مِنَ النِّسَاءِ خَدِیجَهُ؛[۱۹] اولین کسی که به رسول خدا(ص) ایمان آورد از بین مردان، علی(ع) و از بین زنان، خدیجه(س) بود.»
همو نقل می­کند که: «أَنَّ أَوَّلَ مَنْ صَلَّى مَعَ رَسُولِ اللَّهِ بَعْدَ خَدِیجَهَ عَلِیٌّ وَ قَالَ مَرَّهً أَسْلَمَ؛[۲۰] نخستین کسی که بعد از خدیجه(س) نماز خواند، علی(ع) بود. و یکبار هم گفت: نخستین کسی که اسلام اختیار کرد… .»
همچنین از امام علی(ع) روایت شده که: «ذَکَرَ النَّبِیُّ خَدِیجَهَ یَوْماً وَ هُوَ عِنْدَ نِسَائِهِ فَبَکَى فَقَالَتْ عَائِشَهُ مَا یُبْکِیکَ عَلَى عَجُوزٍ حَمْرَاءَ مِنْ عَجَائِزِ بَنِی أَسَدٍ فَقَالَ صَدَّقَتْنِی إِذْ کَذَّبْتُمْ وَ آمَنَتْ بِی إِذْ کَفَرْتُمْ وَ وَلَدَتْ لِی إِذْ عَقَمْتُمْ؛[۲۱] روزی پیامبر(ص) در نزد زنانش از خدیجه(س) یاد کرد و به گریه افتاد. پس عایشه گفت: چرا بر پیره­زنی سرخ­رو از پیره­زنان بنی اسد گریه می­کنی! حضرت در پاسخ [بر ایمان و تصدیق خدیجه(س) تأکید نموده] فرمود: او مرا تصدیق کرد، در حالی که دیگران مرا تکذیب می­کردند و به من ایمان آورد، در حالی که دیگران کفر می­ورزیدند و برای من فرزند آورد، در حالی که شما عقیم هستید.»
۲٫ نجابت و پاکدامنی
از برجسته­ترین لقب­های حضرت خدیجه(س) که به جهت نجابت، پاک­منشی و پاک­دامنی­اش در عنفوان جوانی از سوی قریش به او داده شد، صفت «طاهره» است؛[۲۲] صفت زیبنده­ای که در سراسر زندگی پر برکت آن بانو علی رغم وجود ثروت و امکانات گسترده مالی و تشکیلات منظم تجاری و اقتصادی، جلوه­ای کامل دارد.
او حتی قبل از ازدواج با رسول خدا(ص) چنان در اوج نجابت و طهارت بود که ابوطالب(ع) بزرگ قریش و سالار بنی هاشم، این گونه او را می­ستاید: «اِنَّ خَدِیجَهَ اِمْرَأَهٌ کامِلَهٌ مَیْمُونَهٌ فاضِلَهٌ تَخْشَی الْعَارَ وَ تَحْذِرُ الشَّنَارَ؛[۲۳] راستی که خدیجه بانویی است کامل و مبارک و صاحب فضل که از هر گونه عیب و عار پرهیز می­کند و از هر نوع بدنامی و رسوایی دوری می­گزیند.»
۳٫ حق­جویی و حق­پذیری
بسیارند کسانی که به موجب گرفتاری در غفلت­های دنیایی، همچون ثروت و قدرت، چراغ فطرت در وجودشان رو به خاموشی می­گذارد و به ظلمات خودکامگی و طغیان نفس اماره دچار می­گردند؛ اما بانوی دو عالم، حضرت خدیجه(س) با وجود برخورداری از زر و زیور، جمال و کمال، شهرت و آوازه، و اقتدار و استقلال، هرگز به دام آفت­های آنها گرفتار نگشت و پیوسته از فطرت حق­طلب و حق­پذیر بهره­مند بود.
روایت شده که پس از فرود آمدن پیاپی فرشته وحی بر پیامبر(ص) و آوردن آیات قرآن، خدیجه(س) کم کم با آیات هدایت­بخش و زندگی­ساز قرآن و نیز با نام جبرائیل(ع) و جایگاه او در پیشگاه خدا آشنا گردید و روحیه حق­طلبی، او را بر آن داشت که به تحقیق در این زمینه بپردازد تا آگاهانه و با تشخیص صحیح حق، به پذیرش و پیروی از آن مبادرت نماید.
بنابر این، ابتدا به سراغ عمویش «ورقه» رفت که از کشیشان و عالمان آزاد اندیش مسیحی بود و در باره جبرائیل(ع) و حالاتی که از همسرش در هنگام دریافت وحی دیده بود، سؤالاتی پرسید و ورقه به او گفت: جبرائیل(ع) در سرزمینی نازل می­شود که خداوند در آن پرستش شود و نوید داد که خیر عظیمی از سوی خدا نازل خواهد شد و محمد(ص) آخرین فرستاده خداوند است که مژده آمدنش در تورات و انجیل داده شده است. سپس علائم او را از آن دو کتاب آسمانی برای خدیجه(س) ذکر نمود.
آن­گاه خدیجه(س) برای کسب آگاهی بیشتر به سراغ «عداس» یکی دیگر از پارسایان و کشیشان مسیحی که پیرمردی سالخورده بود، رفت و نخست پیمان گرفت که موضوع مورد سؤال را نهان دارد و سپس در باره موارد فوق به مشورت با او پرداخت و او نیز نظری شبیه به نظر ورقه داد.
پس از آن، خدیجه(س) جریان دیدار و مشورت با دو پارسای روزگارش، ورقه و عداس را به اطلاع پیامبر(ص) رساند و این بار به اتفاق یکدیگر به دیدار عداس آمدند و آن کشیش پارسا پس از گفتگو با رسول خدا(ص) از آن حضرت خواست تا لباسش را کنار زند و میان دو شانه­اش را نمایان سازد. پیامبر(ص) جامه­اش را کنار زد و عداس چون علامتی را که می­جست، در میان دو شانه رسول اکرم(ص) مشاهده کرد، به سجده شکر افتاد و با اطمینان خاطر گفت که آن حضرت همان پیامبری است که موسی(ع) و عیسی(ع) آمدنش را نوید داده­اند.[۲۴]
بدین ترتیب، آن بانوی خرد و اندیشه، با احساس اطمینان در دل حق­جوی خویش و با ایمان کامل، راه و رسم نجات­بخش رسول خدا(ص) را برگزید و تا پایان عمر شریفش در برابر حق تسلیم محض بود.
۴٫ ایثار و فداکاری
خدیجه(س) چنان در آراستگی به بخشندگی و فداکاری شهره بود که ابوطالب(ع) در جریان خواستگاری از او برای محمد(ص) خطاب به خاندانش او را چنین ستود: «اینک برادرزاده ما به خواستگاری دخت گرامی شما که دارای بخشندگی و سخاوت، و پاکی و عفت می­باشد، آمده است.»[۲۵]
خدیجه(س) نیز در همان مجلس خواستگاری، سخاوت و بخشندگی خود را نشان داد و در کمال خشنودی و رضایت، مهریه خویش را از مال خودش به عهده گرفت و به محمد(ص) هدیه داد.[۲۶]
آن بانو در زندگی مشترک با رسول خدا(ص) نیز ثروت خویش را در اختیار همسرش قرار داد؛ تا آنجا که ابن عباس می­گوید: «مراد از آیه ” وَجَدَکَ عائِلًا فَأَغْنى”[۲۷] بی­نیاز ساختن پیامبر(ص) به وسیله مال و ثروت خدیجه(س) است.»[۲۸]
همچنین در جریان محاصره سه ساله پیامبر اکرم(ص) و یاران با وفایش در درّه ابوطالب توسط کفار قریش، یکی از عوامل پایداری پیامبر(ص) و تازه­مسلمانان در آن شرایط سخت و جانفرسا، افزون بر آزادگی و بزرگ­منشی ابوطالب(ع)، کرامت و بلندنظری و جهاد مالی خدیجه(س) بود که علاوه بر به خطر انداختن جان خویش، برای استقرار اسلام و نجات جان مردم با ایمان، تمام مال و ثروت خویش را ایثار نمود و در راه اعتلای دین نوپای اسلام نقش مهمی را ایفا کرد؛ به­طوری که گفته­اند: «کفاها شرفا ان الاسلام لم یقم الا بمالها و سیف علی بن ابی طالب کما روی متواترا؛[۲۹] در شرف و بزرگواری آن بانو همین بس که اسلام قوام پیدا نکرد جز به مال و ثروت او و شمشیر علی بن ابی طالب(ع)؛ چنان که به تواتر این مطلب روایت شده است.»[۳۰]
۵٫ حسن رفتار با همسر
در طول بیست و پنج سال زندگی مشترک با پیامبر خاتم(ص)، پیوسته خدیجه(س) همدم و همفکر و همگام با آن حضرت بود و با وجود ثروت و شکوه و جمال و کمال، راه فروتنی و اطاعت از همسر بزرگوارش را در پیش گرفت و نه تنها در همان برخوردهای اولیه از فرط ادب و تواضع خود را کنیز و خدمتگزار او خواند،[۳۱] بلکه در سراسر زندگی مملو از عشق خود با پیامبر(ص) همواره بهترین یاور و مهربان­ترین مونس و وزیر و مشاور کارآمد آن حضرت بود؛ به­طوری که نوشته­اند: «کانت خدیجه وزیره صدق علی الاسلام و کان رسول الله یسکن الیها؛[۳۲] خدیجه(س) وزیر راستین اسلام بود و رسول خدا(ص) با [مهر و ملاطفت] او آرامشِ خاطر می­یافت.»
پیامبر اکرم(ص) قبل از بعثت، هر ماه چند روز و هر سال ماه رمضان را برای عبادت و نیایش عارفانه به غار حِرا می­رفت و حضرت خدیجه(س) نه فقط مانع اجرای برنامه عبادی همسرش و رفتن او به غار حرا نمی­شد، که خود نیز مشوّق آن حضرت بود و هر بامداد و شامگاه او را بدرقه می­کرد و در هنگام بازگشت به پیشوازش می­رفت. گاه برایش آب و غذا می­برد و مواظب بود تا خلوت عاشقانه همسرش را به هم نزند و گاه غلامان و نزدیکان خود را در اطراف کوه حرا به مراقبت از جان گرامی پیامبر(ص) می­گماشت و خود به انتظار بازگشتن محبوبش به سر می­برد.[۳۳]
به خاطر همین جهات، رسول اکرم(ص) نیز همواره به خدیجه(س) – چه در زمان حیات او و چه بعد از رحلت جانسوز او – عشق می­ورزید؛ چنان که روایت شده: «کَانَ لَهَا مُحِبّاً وَ بِهَا وَامِقاً؛[۳۴] پیامبر(ص) نسبت به خدیجه(س) محب و عاشق بود.»
و از عایشه نقل شده که: به هیچ کدام از زنان پیامبر(ص) بسان خدیجه – با اینکه او را ندیده بودم – دچار حسادت نشدم. آن حضرت هر گاه گوسفندی ذبح می­کرد، نخست سهم دوستان خدیجه را می­فرستاد. یکبار عصبانی شدم و گفتم: چقدر از خدیجه می­گویی! حضرت فرمود: «إنی قد رزقت حبها؛[۳۵] عشق و حب به او روزی من شده است.»
۶٫ راستی و درستی
از نام­ها و القاب حضرت خدیجه(س)، «صدّیقه» به مفهوم بسیار راستگو و راست­کردار می­باشد. برخی از لغت­شناسان می­گویند: «صدّیق [و صدّیقه] کسی است که گفتار و عقیده و اندیشه­اش راست است و راستگویی خود را با کردار درست ثابت می­نماید.»[۳۶]
در فرازی از زیارت­نامه پیامبر اکرم(ص)، آن بانو را به این صفت در ضمن دیگر اوصاف والای او می­ستاییم: «اَلسَّلامُ عَلَی اَزْوَاجِکَ الطَّاهِرَاتِ الْخَیْرَاتِ اُمِّهَاتِ الْمُؤْمِنِینَ خُصُوصًا الصِّدِّیقَهُ الطَّاهِرَهُ الزَّکِیَّهُ الرَّاضِیَهُ الْمَرْضِیَّهُ خَدِیجَهُ الْکُبْرَی اُمُّ الْمُؤْمِنِینَ؛[۳۷] سلام بر همسران پاک و نیکوکردارت که مادران مؤمنان هستند، به­ویژه بر آن بانوی صدق و راستی، آن بانوی پاک­سرشت و پاک­منش، آن بانوی خشنود [از خدا] و مورد پسند [خدا]، خدیجه کبری که مادر مؤمنان است.»
‏به­راستی که خدیجه(س) نمونه راستی و درستی در همه عرصه­های فردی و اجتماعی بود؛ آنسان که رسول خدا(ص) در زمان رحلت آن بانو و به هنگام بدرقه عزیزش با دیدگانی پر از اشک فرمود: «از خدیجه سخن گفتید؟ کجا همانند خدیجه [آن نمونه صداقت و راستی] پیدا می­شود؟ او در زمانی که مردم مرا تکذیب می­کردند، تصدیقم کرد و در راه دین خدا مرا پشتیبانی و حمایت نمود و با ثروت خویش مرا یاری رساند.»[۳۸]
۷٫ مقاومت و صبوری
به بیان امام صادق(ع)، از آن زمان که خدیجه(س) با پیامبر اکرم(ص) پیمان زندگی مشترک بست، زن­های مکه با او قطع رابطه نمودند و دیگر نه به خانه او می­رفتند و نه به او سلام می­کردند و نه اجازه می­دادند که زنی به دیدار او برود. از این رو، هراس و اندوه وجود خدیجه(س) را فرا گرفت؛ اما چون به فاطمه(س) باردار شد، آن عزیزتر از جان از درونش با او سخن می­گفت و مادر را به صبر و تحمل دعوت می­نمود.[۳۹]
و آن هنگام که لحظات سخت ولادت فرزندش فاطمه(س) نزدیک می­شد، هیچ­ کدام از زنان قریش حاضر به یاری حضرت نشدند و از این جهت نیز خدیجه(س) رنج می­برد که ناگاه چشمش به جمال چهار بانوی بلند قد که در سیمای زنان هاشمی بر در سرای او ظاهر شده بودند، روشن شد و یکی از آنان عرضه داشت: ای خدیجه! اندوهگین مباش که ما خواهران تو هستیم و از جانب خدا آمده­ایم تا تو را یاری رسانیم. من ساره [همسر ابراهیم] هستم و این آسیه دختر مزاحم که همنشین تو در بهشت است و آن مریم دختر عمران و چهارمی کلثم خواهر حضرت موسی(ع) است. آن­گاه خدیجه(س) را در امر طلوع اختر تابناک وجود فاطمه زهرا(س) یاری نمودند.[۴۰]
آری، بانویی که پیش از ازدواج با رسول خدا(ص) از امکانات مادی فراوانی برخوردار بود و زندگی نسبتا آرام و بی­دغدغه­ای داشت، در طول زندگی مشترک با آن حضرت، انواع رنج­ها و محرومیت­ها را پذیرا شد؛ رنج­ها و ناملایماتی همچون از دست دادن پسرانش عبدالله و قاسم و طاهر که همگی در سنین کودکی از دنیا رفتند،[۴۱] و زخم زبان­ زنان مکه و مشاهده آزار و اذیت­هایی که همسر محبوبش از طرف مشرکان متحمل می­شد؛ اما او پیوسته در سایه ایمان و اعتقاد به حقانیت دین پیامبر(ص) و در راستای کسب رضای پروردگار به صبر و مقاومت در برابر ناملایمات مبادرت می­ورزید و به راستی، مصداق بارز این کریمه گردید: «وَالَّذینَ صَبَروُا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ… اوُلئکَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّار؛[۴۲] و آنهایى که به خاطر رضایت و خوشنودى پروردگارشان صبورى مى‏کنند… پایان نیکِ سراى دیگر براى آنها است.»
به همین سبب است که رسول خدا(ص) فرمود: «أُمِرْتُ أَنْ أُبَشِّرَ خَدِیجَهَ بِبَیْتٍ مِنْ قَصَبٍ لَا صَخَبَ فِیهِ وَ لَا نَصَبَ؛[۴۳] به من امر شده که خدیجه را به خانه­ای [در بهشت] از جنس نقره که در آن نه سر و صدایی است و نه رنج و بیماری، بشارت دهم.»
نتیجه
بنابر آنچه گفته شد، بینش و منش متعالی حضرت خدیجه(س)؛ یعنی ویژگی­هایی همانند ایمان و اعتقاد راسخ، نجابت و پاک­دامنی، حق­جویی و حق­پذیری، ایثار و فداکاری، حسن رفتار با همسر، راستی و درستی، و مقاومت و صبوری، از او شخصیت ممتازی ساخته است که او را به عنوان یکی از بهترین الگوهای کمال و جمال انسانی برای همه مسلمانان به­ویژه بانوان حق­طلب مطرح می­سازد؛ ویژگی­های والایی که سبب شرافت مقام و کسب امتیازات منحصر بفردی برای آن بانو گردید، همچون: اصطفا و برگزیدگی از سوی خدا، برخورداری از سلام خداوند و جبرائیل(ع)، مباهات خداوند بر فرشتگان کریمش به وجود او، افتخار مادری بر نسل پاک پیامبر(ص)، بهره­مندی از کمال انسانی، محسوب شدن از جمله اصحاب اعراف، و قرار گرفتن در زمره مقربین بهشتی.
نویسنده:‌مهدی رضوانی پور
پی‌نوشت‌ها:
[۱]. لسان العرب، جمال الدین محمد بن مکرم بن منظور، قم، ادب الحوزه، ج ۱۴، ص ۴۶۲: «الصفوه: خیار الشى‏ء و خلاصته و ما صفا منه.»
[۲]. ر. ک: المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ق، ج ۳، ص ۱۶۴٫
[۳] . آل عمران / ۴۲٫
[۴] . مناقب آل ابی طالب، محمد بن شهر آشوب، قم، انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق، چ ۳، ص ۳۲۲٫
[۵]. بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۴ق، ج ۳۷، ص ۶۳٫
[۶]. شرح نهج البلاغه، عبد الحمید بن ابی الحدید، قم، کتابخانه آیت الله مرعشی، ۱۴۰۴ق، ج ۱۰، ص ۲۶۶٫
[۷]. بحار الانوار، ج ۹۹، ص ۲۷۲٫
[۸] همان، ج ۱۶، ص ۷٫
[۹]. همان، ص ۸٫
[۱۰]. همان، ص ۷۸٫
[۱۱]. همان، ج۴۳، ص ۲٫
[۱۲]. مناقب آل ابی طالب، ج ۳، ص ۳۳۵٫
[۱۳]. مقتنیات الدرر و ملتقطات الثمر، میر سید علی حائری طهرانی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۷ش، ج ۱۱، ص ۱۹۱٫
[۱۴]. ر. ک: سوره واقعه و سوره مطففین.
[۱۵]. مطففین / ۲۷- ۲۸: «و مزاجه من تسنیم، عینا یشرب بها المقربون؛ این شراب [طهور] آمیخته با تسنیم است؛ همان چشمه­ای که مقربان از آن می­نوشند.»
[۱۶]. بحار الانوار، ج ۸، ص ۱۵۰؛ نیز ر. ک: همان، ج۲۴، ص ۶٫
[۱۷]. تأویل الآیات الظاهره، سید شرف الدین حسینی استرآبادی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۰۹ق، ص ۱۸۲٫
[۱۸]. دیوان امام علی(ع)، قم، انتشارات پیام اسلام، ۱۳۶۹ش، ص ۳۵۹؛ مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص ۷۰٫
[۱۹]. بحار الانوار، ج ۳۸، ص ۲۱۱٫
[۲۰]. مستدرک الوسائل، محدث نوری، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۰۸ق، ج ۶، ص ۴۵۵٫
[۲۱]. بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۸٫
[۲۲]. تنقیح المقال فی علم الرجال، عبدالله بن محمد حسن مامقانی، نجف اشرف، مطبعه مرتضویه، ۱۳۵۲ق، ج ۳، ص ۷۷: «کانت تدعی فی الجاهلیه طاهره؛ او در روزگار جاهلیت طاهره خوانده می­شد.»
[۲۳]. بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۵۶٫
[۲۴]. همان، ج ۱۸، ص ۲۲۸٫
[۲۵]. همان، ج۱۶، ص ۶۹٫
[۲۶]. الکافی، شیخ کلینی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش، ج ۵، ص ۳۷۴٫
[۲۷]. ضحی / ۸: «و [آیا] خداوند تو را فقیر نیافت و بی­نیاز نمود؟»
[۲۸]. بحار الانوار، ج ۳۵، ص ۴۲۵٫
[۲۹]. تنقیح المقال فی علم الرجال، ج ۳، ص ۷۷٫
[۳۰]. ر. ک: بحار الانوار، ج ۱۹، ص ۱ و ۱۶٫
[۳۱]. ر. ک: الانوار فی مولد النبی(ص)، احمد بن عبدالله بکری، قم، انتشارات شریف رضی، ۱۴۱۱ق، ص ۳۰۴٫
[۳۲]. کشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، تبریز، مکتبه بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق، ج ۱، ص ۵۱۱٫
[۳۳]. ر. ک: الغدیر فی الکتاب و السنه، علامه امینی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۲ق، ج ۳، ص ۲۳۸٫
[۳۴]. بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۷۸٫
[۳۵]. العمده، یحیی بن حسن حلی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۰۷ق، ص ۳۹۳٫
[۳۶]. تاج العروس، سید محمد مرتضی حسینی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق، واژه صدق.
[۳۷]. بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۸۹٫
[۳۸]. همان، ج ۴۳، ص ۱۳۰٫
[۳۹]. همان، ج ۱۶، ص ۸۰٫
[۴۰]. همان، ج ۶، ص ۲۴۶٫
[۴۱]. ر. ک: وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، قم، مؤسسه آل البیت(ع)، ۱۴۰۹ق، ج ۳، ص ۲۴۳ و ۲۴۴٫
[۴۲]. رعد / ۲۲٫
[۴۳]. بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۷

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *